چرا نباید نماز را فارسی بخوانم ...

عنوان سوال     زبان خدا عربی است؟
متن سوال     چرا باید نماز رو عربی خوند؟ مگه خدا عربه؟ مگه قرآن کلام خدا نیست؟پس چرا خدا میگه بنام خداوند بخشنده مهربان این سوالات بالا از فردی است در فیسبوک که جواب بدهید به ایشان میدهم بنده در سایت یوزر دارم اما فعلا پیدا نکردم لطفا پاسخگو باشید و در فیسبوک facebook.com حضور پیدا کنید اگر نه جفا کردید
پاسخ سوال     پاسخ در دو محور بیان می شود : در باره ضرورت خواندن نماز به صورت عربی و با الفاظ و کلماتی که پیامبر می خواند، دلائل مختلفی دارد که به برخی اشاره می کنیم: اول: تعبدى و توقیفى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به این معنا که شریعت اسلام دستور به عربى خواندن نماز داده است. با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است، انسانی که می خواهد عبادت خدا کند، کاری را انجام می دهد که خداوند خواسته است . طبق آیات و روایات و سیره پیامبر، نماز، این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می تواند در غیر نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید. دوم: جهت ایجاد زبانى مشترک میان همه پیروان اسلام و فراهم سازى وحدت و پیوند بین المللى دینى. سوم: قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد؛ یعنی نمی توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن ها را بیان نمود. (1)به عنوان مثال از سوره حمد نام مى‏بریم که هیچ ترجمه‏اى که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتى کلمه الله، هیچ معادلى در زبان دیگر ندارد (اگر چه در قالب جمله ای بتوان ترجمه کرد). کلمه خدا در زبان فارسى نیز معادل معناى الله نیست. در ضمن تجربه زندگی انسان‌ها نشان داده آن جا که دست­های انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است، آن را به صورت‌های مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. در مورد احکام و تکالیف دینی نیز ما این مسئله را در ادیان دیگر مشاهده می کنیم که دست بردن انسان‌ها در احکام و دستورهای دینی آن ها را به چه وضعی در آورده، گاهی آن را به صورت کلی پاک کرده و از بین برده است. در مورد نماز و عبادت نیز امروزه در ادیان دیگر چیزی نمی بینیم که خواسته الهی باشد تا پیروان آن ادیان خود را موظف به انجام آن بدانند. به همین خاطر ارتباط دائمی و همیشگی که مسلمانان با خدا دارند، در ادیان دیگر مشاهده نمی‌کنیم. اگر چه با توجه به اسبابی که ذکر کردیم، نماز باید به زبان عربی خوانده شود، اما بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید. انسان می تواند با هر زبانی که خواست در غیر نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند و دردها و نیازهای خود را با او در میان گذارد. به تعبیر دیگر دعا بخواند . شاید یکی از رموز خواندن نماز به زبان عربی و با دیگر شرایط و آداب، حفظ نماز بعد از قرن‌ها است، در حالی که در ادیان دیگر اثری از آن نمی بینیم. چه بسا اگر به همان صورت خود که پیامبران گفته بودند، عمل می کردند و به خواست خود با آن برخورد نمی‌کردند، آن ها نیز پرستشی به عنوان نماز می‌داشتند. هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می‌اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»؛(2) یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین است. در مسائل عبادى باید به این نکته توجه داشته باشیم که خواست و اراده ما در آن نقشى ندارد، بلکه باید آن‏ها را طبق دستور شرع انجام دهیم تا مقصود و هدف و مصالحى که شارع (خداوند) در نظر دارد و ما از آن بى خبریم، حاصل گردد. همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربى خواندن، این نکته مهم نهفته است. امیرمومنان (ع) در روایتی پس از بیان اینکه معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است که نشان تسلیم در عمل آشکار می شود، می‌فرماید: « مومن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی‌گذارد، بلکه برآنچه از پروردگارش رسیده بنیان می نهد». (3) اصولا نماز رابطه بنده با خدا و اظهار عبودیت و شکر‌گزاری در مقابل نعمت‌های او می باشد . طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست. هدف اصلی از خلقت انسان بندگی است . نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید، نه چیزی که خداوند خواسته، دیگر بندگی خداوند نمی شود، بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خود است. بنابر این گرچه زبان عربی و غیر عربی همه برای خدا یکسان است، ولی به دلایل یاد شده نماز باید به عربی خوانده شود . قرآن کلام خدا است، ولی آغاز سوره به نام خدا اسراری بسیاری ممکن است داشته باشد. بنا به روایات ، مناسب است همه کارها را با نام خدا و با "بسم الله الرحمن الرحیم" شروع کنیم . البته "بسم الله الرحمن الرحیم" اول سوره ها جزو قرآن و وحی است . اگر سوره ای را در نماز بخوانیم، باید "بسم الله الرحمن الرحیم" را به قصد همان سوره بخوانیم ،ولی اگر آیاتی از قران را بخواهیم بخوانیم، شروع کردن با "بسم الله الرحمن الرحیم" گر چه واجب نیست، ولی مستحب و پسندیده است. شروع با "بسم الله الرحمن الرحیم" بهترین شروع است . خداوند سوره های کتابش را با این ذکر مبارک شروع کرده ، اگر شروع با ذکر دیگری بهتر بود، قطعا خدا با آن ذکر شروع می کرد. از رسول خدا نقل شده: کل کلام أو أمر ذی بال لا یفتح بذکر الله عز وجل فهو ابتر أو قال اقطع ؛(4) هر کلام یا کار مهمی که با ذکر و یاد خدا شروع نشود، ناتمام یا دست بریده و ناقص خواهد بود. شریف رضی در شرح حدیث نبوی می نویسد: امری که محتاج کلام است (مثل خطبه یا هر امر دیگر که کلام هم در آن نباشد) اگر بدون حمد و یاد خدا شروع شود، به "دست بریده"(اقطع) تشبیه شده ،زیرا "دست بریده" ، کامل نیست . مثل لباس کوتاهی است که همه اندام را نمی پوشاند و تن را در بر نمی گیرد. (5) در تفسیر منسوب به امام عسکری آمده که عبد الله بن یحیی بر امیر مؤمنان وارد شد. نزد امام صندلی بود و امام او را به نشستن بر آن فراخواند. عبدالله نشست که صندلی کج شد و افتاد و سرش به شدت شکست ،به نحوی که استخوان جمجمه آشکار شد و دردش غیر قابل تحمل بود. امام دستور داد زخم را شستشو دادند . دست بر زخم کشید . به برکت امام زخم فوری خوب شد. عبدالله از امام پرسید: به چه گناه مستحق این بلا شدم ؟ امام فرمود :به خاطر این که هنگام نشستن "بسم الله الرحمن الرحیم" بر زبان نراندی، خدا تو را به این بلا گرفتار کرد تا از تقصیر که خواست خدا را ترک کردی، پاک کند . آیا نمی دانی که رسول خدا مرا از خدا خبر داد که فرمود: هر امر مهمی که با "بسم الله الرحمن الرحیم" شروع نشود، ابتر و ناقص می باشد. (6) با توجه به توضیحات بالا، معنای حدیث این می شود : هر امری که بدون نام خدا شروع شود، به نتیجه کامل و دلخواه نخواهد رسید. نقصان و کمبود و مشکلی در آن مشاهده خواهد شد.( خواه شخص متوجه شود یا نشود ) بنابر این اگر خدا دستور داده که به دلیل آثار و اسرار بسم الله باید هر کاری را با نام خدا آغاز کنند، سزاوار تر به این است که کلامش را با نام خود شروع کند، که بهتر از آن فرض ندارد . پى‏نوشت‏ها: 1. استاد محمد تقى مصباح یزدى، قرآن‏شناسى،چاپ مؤسسه آموزش و پژوهشى امام خمینى، 1380 ه' ش. ص 102 - 92 2.صدوق علل الشرایع، نشر دار الحجه للثقافه ،بیروت، 1416 ق، ج 2، ص 10. 3. شیخ عباس قمی ، سفینه البحار، نشر موسسه معصومه، قم ، ج4، ص233، ماده سلم. 4. مسند ، احمد بن حنبل ، دار صادر، بیروت. بی تا ، ج 2 ، ص ، 359، 5. شریف الرضی، المجازات النبویة ،نشر بصیرتی، قم، بی تا، ص 243 - 245، 6. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار ، درا الاحیاء التراث العربی ، بیروت ، 1403 ش، ج73، ص305

سوال از مرجع پاسخگویی به سوالات شرعی حوزه علمیه قم و پاسخ از ایشان

http://www.pasokhgoo.ir/

/ 3 نظر / 45 بازدید
اکبر

سلام، عزیز دل اسم وبلاگتو عوض کن ، بزار یا الله، انشاالله نا امید نشی

حمید

من از همان ابتدای مسلمانی ام نمازم را فارسی خواندم و رشد خوبی کردم. تحلیلهای فلسفی و بینشی خودم از نماز فارسی را در این بلاگ گنجانده ام. مطالعه فرمایید. http://namazfarsi.persianblog.ir

محمد

به نظر منم نماز یعنی تشکر ازخدا هرموجودی هم زبان خاص خودشو داره اینکه میگم هرموجودی یعنی همه مخلوقات خدا مشغول ستایش خدا وتشکر ازش هستن منم خودم به شخصه نمازو فارسی میخونم با درک کامل واز اونجایی که دل به دل راه داره مطمنم که نمازم مقبول میوفته